خرید بک لینک
یادمه کلاس اول ابتدایی بودم
سوار تاکسی شدیم
کرایه رو ک میخواستم بدم هول شدم گفتم آقا اجازه بفرمایید

راننده خوشش اومد
فکر کنم احساس معلم بودن بهش دست داد:))))))

آی ام ساده ^--^

برچسب: نویسنده: ساحل شجاعی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:00

اینستا نصبیدم تقریبن خزش محسوب میشم

خداااایا چراااا؟

برچسب: نویسنده: ساحل شجاعی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:00

آبجیم میگه زمان ما که تازه موبایل دوربین دار اومده بود تو گوشی همه کلی فیلم تیکه تیکه شدن بدن و سقوط ناگهانی از کوه و آتیش گرفتن آدما بود که همه به هم نشون میدادن می خندیدن.
برید خدا رو شکر کنید الان تفریحتون چهارتا پسر بی مزه است که روسری پوشیدن دابسمش می کنن.

برچسب: نویسنده: ساحل شجاعی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:00

شرمنده از اینکه ما هنوز بلد نیستیم جلوی درب پارکینگمون بنویسیم

"اگر ناچار به پارک در اینجا هستید، شماره همراه خود را روی شیشه بگذارید تا در صورت لزوم با شما تماس بگیرم"

ما فقط مینویسیم پارک =پنچری هر ۴ چرخ ماشینتو خودتو جد و آبادت

برچسب: نویسنده: ساحل شجاعی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:00

دختر خارجی نوشته؛
"مردی را پیدا کنید که همونطور که بیرانوند توپ را در آغوش گرفته بغلتان کند."

البته نظر لطفته ولی بیرو غالبا بعد از این آغوشها، توپ(معشوق) را با دست تا نصف النهار مبدا پرتاب میکند! حالا هرجور راحتی!

برچسب: نویسنده: ساحل شجاعی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:00

یه بنده خدایی میگف:سوار تاکسی شدم دیدم هوا گرمه گفتم داداش این کولرت سالمه ؟گفت سالمه اما میخام زجر اون کارگری که در عسلویه داره کار میکنه رادرک کنمگفتم کلمنت آب داره؟گفت آب داره اما میخام اون بچه هایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل شجاعی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:00

مردم عادی وقتی اشتباه تایپ میکنن :
-رقتم
-رفتم (edited)
من وقتی اشتباه تایپ میکنم :
رقتم
زقتم(edited)
زفتم(edited)
رفتمخ(edited)
رفتخحپابگحرنزبب (edited)
طرف مقابلم :
+خفه شو!

برچسب: نویسنده: ساحل شجاعی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:00

رفتم مغازه ی اسد آقا حبوبات بگیرم...


طرف اومد گفت:
سلام عدس آقا، اسد دارین؟

من ????

عدس آقا! ????

اسد ????


فک نکنم دیگه روش بشه بیاد مغازه عدس آقا????????

برچسب: نویسنده: ساحل شجاعی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:00

من یه روز رفتم بقالی به فروشنده گفتم آقا میشه نون بدید؟

فروشنده ام گفت بسته ای ؟

تا اومدم بگم پ....

خوابوند زیر گوشم گفت شما جوونا چتونه هی میگید په نه په ؟ په نه په و درد ،

په نه په و ....

گفتم ببخشید خواستم بگم پنیرم میخواستم...

فروشنده دستمو ماچ کرد گفت معذرت میخوام ...

کیلویی بدم ؟

گفتم په نه په ، متری بده !!!!!

الفراررر

برچسب: نویسنده: ساحل شجاعی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:00

زنگ زدم به پسر عموم دیدم
مداحی گذاشته اهنگ پیشوازش
بعد که جواب داده بهش گفتم این چه اهنگ پیشوازییه؟
میگه از قرض الحسنه مسجد محله درخواست وام کردم
قرار شده جوابشو تلفنی بدن
میخوام اگه جوابشون منفی بود اخرین تیرمم زده باشم !!!

برچسب: نویسنده: ساحل شجاعی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:00

ی رمان خوندم  ب کل منقلبم کرد ب همتون سفارشش میکنم ک بخونین

مردی به وسعت عشق

پ ن : لطفن ب جلد و مطالب نوشته شده روی جلد پشت کتاب توجه نکنین و با 

ان قضاوتش نکنین از اولشم شروع نکنین ب نق زدن خوشتون میاد 

برچسب: نویسنده: ساحل شجاعی تاريخ: چهارشنبه 12 ارديبهشت 1397 ساعت: 0:58

فروشنده می گه باید به این گل آب معدنی بدید
چون با آب معمولی رشد نمی کنه
گفتم من خودم از آب شیر می خورم
واسه اون آب معدنی بگیرم؟
حتما دو ماه بعد باید پاش شیر موز بریزیم

واالا

برچسب: نویسنده: ساحل شجاعی تاريخ: چهارشنبه 12 ارديبهشت 1397 ساعت: 0:58

انقد از اینایی که نظر دهید رو از رو وبشون ور میدارن بدم میاد الان خوب ک چی ؟؟؟

هدفت چیه؟

برچسب: نویسنده: ساحل شجاعی تاريخ: چهارشنبه 12 ارديبهشت 1397 ساعت: 0:58

صفحه بندی